دانلود آهنگ حضیون سینا ساعی

دانلود آهنگ حضیون سینا ساعی

بروز ترین سایت پخش آهنگ های معروف ایرانی و خارجی از خوانندگان تاپ و مطرح به همراه متن و پخش آنلاین آواز کرد

Download New Music Sina Saee | Hazioon

سینا ساعی حضیون

متن آهنگ حضیون سینا ساعی

[کورس]
من از این بابت حالم بده
که عمرمو ریختین دور
من از این بابت حالم بده
که هیچی نشده جور
این چشمه صبور
هر چی بود منتظر نور
شد اسیرِ دست زور
شد اسیرِ دست زور
[ورس یک]
زمستون چهار صفر یکه
یخچال خالیم نگاهم کرد و زدم باز سکسکه
اما گوشتِ تن من رو اجاقِ تو باز استیکه
تا چشم به هم میذاری سر ماهست، هی چکه
یه جنگ نابرابر، هر چی فکر کردم که بردم اما باختم آخر
خیلی وقته خواب ندارم، شدم توو این سیکل معیوب و این ماجرا غرق
آرزو شده داشتن یه خونه و ماشین به جاش
بالا میبرن هی علم سیاسیم
یه زندگی ساده میخواستم نه جوخه و آژیر
نداشتم به هیچ شرق و غرب و هیچ حزب نیازی
من که اصلاً وقت نداشتم بخوام زبان یاد بگیرم
اینا لاکچری هایی ان که خب برام فانتزی ان
بخوام آگاه شم، باید زمان وایسه بیشتر
من گرسنمه، راجع به غذام واقع بینم
سرانه مطالعه در نمیاد از باتلاق این شهر و
ترجمه ها هم که خود سانسور تا قرارداد بگیرن
از کجا بفهمم متن اصلی الآن داده چی تَفت
[بریج]
اندوه، اندوه، اندوه، اندوه، اندوه
اندوه، اندوه، اندوه، اندوه، اندوه
[ورس دو]
ناخودآگاه مرفهین که غیر عادی ان
توو همین شهر، توو کثیف ترین نبرد اذیت شدن
دانشمندها هم هیزن قابل اعتماد نیستن
نمیتونن قول بدن که غرض ورزی نکنن
پس تصمیم گیری سخته شدم از این گیجی خسته
یه اسیری بی ارزش توو این مسیر میری خلسه
نه نسیمی می وَزه، نه تصویری میرقصه
حالا فکر کن صورتی که با سیلی خودش رو سرخ میکنه
از سیلی میترسه
[کورس]
من از این بابت حالم بده
که عمرمو ریختین دور
من از این بابت حالم بده
که هیچی نشده جور
این چشمه صبور
هر چی بود منتظر نور
شد اسیرِ دست زور
شد اسیرِ دست زور
[ورس سه]
نسل تماشاچیان خسته از تماشا
امید به آینده صفره و به پرسه زدن ناچار
مرد عمل خشکش زده و با زهر تَرَک آشناست
لحظه لحظش از خودم میپرسم برده منم آیا؟
این زخم بد نذاشت تا، در برم از باتلاق
اگه قلبم وایستاد، بزنید روی سنگ قبرم یادداشت
که یک روز می رویَند از بذر تنم باغ ها
یک روز می رویَند از بذر تنم باغ ها
هیچ رایحه یِ خوشی نیست از بوی گند تاریخ
چه والده بدیه این خونه کهکشانی
توو سلسله آزادی، کوشش حد پایین
این روزها چقدر فکر میکنم به هوش هیجانیم
حس میکنم، وطن یعنی انسان
کاش این استعاره تدریس میشد قبل از دبیرستان
اما پَکَر از این فقدان، بشر زمین فساد
اسارت ما توو زبان ساخته عبث ترین زندان
شد چه جهنمی اکران
[بریج]
اندوه، اندوه، اندوه، اندوه، اندوه
اندوه، اندوه، اندوه، اندوه، اندوه
[ورس چهار]
سکوت از شوکه شدن میگه هی سیاهه ها
لِگی ترسیدیم و خراب میشه ازدیاد دال
منم فکر شکست دادن این حقیقت تلخ و
از مامان بابا بیشتره زور طبیعت جبر
توو نقطه شروع وایستادیم و کوو تا پایانش
این مِتُدا از کجا میان میشن رو ما آزمایش
تقاص چیه این گردی که روو جامعمون ریخت
همه چی افراطیه و خودت گویای همونی
جرمه یه لبخند جلو ندای سوزناک درونیت
توو این دشمنی ها نمیشه با دوستات بگذرونی
مگه این هضیون ها میذارن که توو راهت نمونی
همه نامیم و جویای جوونی
مگه این هضیون ها میذارن که توو راهت نمونی
همه نامیم و جویای جوونی
[کورس]
من از این بابت حالم بده
که عمرمو ریختین دور
من از این بابت حالم بده
که هیچی نشده جور
این چشمه صبور، هر چی بود منتظر نور
شد اسیر دست زور
شد اسیر دست زور

پخش آنلاین موزیک دانلود آهنگ با کیفیت عالی 320 دانلود آهنگ با کیفیت خوب 128

دیدگاه خود را بگذارید